حسین عبدی پس از افتضاح تیم ملی امید مقابل کره شمالی رفت؛ بدون بازخواست جدی، بدون توضیح روشن درباره عملکرد فاجعهبار تیم و البته با پذیرش استعفا. یک بار دیگر نیمکت تیم ملی امید ایران خالی ماند و فدراسیون فوتبال، درست در شرایطی که باید برای انتخابی المپیک ۲۰۲۸ برنامهریزی کند، دوباره دنبال سرمربی میگردد.
این قصه البته برای فوتبال ایران تازگی ندارد. چیزی که تازگی دارد، سرعت رفتوبرگشتهاست. عبدی اردیبهشت امسال سرمربی امید شد؛ چند ماه بعد تیم راهی بازیهای آسیایی ناگویا شد، نتیجهای که انتظار میرفت بدست نیامد و حالا همان مربی که برای این پروژه انتخاب شده بود، از قطار پیاده شده است. انتخاب عبدی در شرایطی انجام شد که تیم امید تنها حدود چهار ماه تا ناگویا فاصله داشت.
واقعاً قرار بود با چند ماه کار، تیمی ساخته شود که پس از سالها، طلسم نرفتن فوتبال ایران به المپیک را بشکند؟
سالهاست درباره تیم امید حرف میزنیم؛ از «طلسم المپیک» میگوییم، از نسل طلایی مینویسیم، از استعدادهای جوان تعریف میکنیم و هر بار هم وقتی کار گره میخورد، یک نام جدید روی نیمکت مینشانیم.
عبدی حالا رفته است و مهدی تاج هم گفته انتظار فدراسیون از تیم امید بیشتر بوده. حرف قابل فهمی است؛ اما یک سؤال مهمتر وجود دارد: انتظار فدراسیون از خودش چقدر بود؟
اگر نتیجه امیدها مطلوب نبوده، کادر فنی باید پاسخگو باشد. بازیکنان هم باید عملکردشان بررسی شود. اما فدراسیون فقط برگزارکننده مسابقه نیست. انتخاب سرمربی، تشکیل کادر، برنامه اردوها، هماهنگی با باشگاهها و فراهم کردن شرایط آمادهسازی هم بخشی از همان مدیریتی است که درنهایت باید پاسخگوی خروجی پروژه باشد.
نمیشود وقتی تیم میبازد، همه چیز را به داخل زمین حواله داد و وقتی تیم میبرد، عکس یادگاری با موفقیت گرفت.
عبدی هم البته در این میان بینقص نیست. تیم او در ناگویا نمایش قابل دفاعی نداشت و شکست مقابل کره شمالی انتقادها را به اوج رساند. اما سؤال اینجاست آیا با رفتن سرمربی، پرونده هم بسته میشود؟ آیا قرار است چند روز دیگر یک مربی جدید معرفی کنیم و همه چیز را فراموش کنیم؟
حالا فدراسیون دوباره به بازار مربیان برگشته است. یک گزینه خارجی یا یک سرمربی شناختهشده داخلی؛ دو مسیری که درباره آینده نیمکت امیدها مطرح شده است.
در میان نامهای داخلی، مجتبی حسینی یکی از گزینههایی است که سابقه حضور در فهرست انتخابهای فدراسیون برای تیم امید را دارد. حتی پیش از این گزارش شده بود فدراسیون برای حضور او روی نیمکت امیدها با باشگاهش تماس گرفته است؛ موضوعی که نشان میدهد نام حسینی فقط یک اسم مطرحشده در فضای مجازی نبوده است.
فرهاد مجیدی هم نام دیگری است که دوباره اطراف نیمکت امیدها شنیده میشود؛ مربیای که یک بار سابقه هدایت تیم امید را داشته و حالا بار دیگر نامش در گمانهزنیها مطرح شده است.
در کنار این دو نام، رسول خطیبی و سعید دقیقی نیز در مقاطع گذشته در فهرست گزینههای فدراسیون برای تیم امید قرار داشتهاند. اما مسئله اینجاست فدراسیون نباید دوباره گرفتار «اسم» شود.
اسم هرچه باشد، اگر قرار باشد همان نسخه قدیمی اجرا شود، نتیجه هم تفاوت چندانی نخواهد داشت.
اگر مربی خارجی میآید، باید برای یک پروژه مشخص بیاید، نه اینکه چند ماه بعد بگوییم شرایط اجازه نداد.
اگر مربی داخلی انتخاب میشود، صرف اسم بزرگ کافی نیست. رزومه لیگ برتری به تنهایی برای ساختن تیم امید سند صلاحیت نیست. مربی این تیم باید بازیکن جوان را بشناسد، با باشگاهها ارتباط داشته باشد و مهمتر از همه، تیمی بسازد که برنامهاش محدود به یک تورنمنت نباشد.
فدراسیون از حالا باید یک سؤال ساده را جواب بدهد: مربی بعدی قرار است برای المپیک ۲۰۲۸ انتخاب شود یا برای نخستین مسابقهای که از راه میرسد؟
۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۵
کد مطلب: ۱۱۶۷۵۸۸
حسین عبدی پس از افتضاح تیم ملی امید مقابل کره شمالی رفت؛ بدون بازخواست جدی، بدون توضیح روشن درباره عملکرد فاجعهبار تیم و البته با پذیرش استعفا.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما